من فراموش نکردم ..
من فراموش نکردم ..
فقط طاقت دیدن اشکا و حرص های مامانم رو با دیدن این حالم نداشتم ..
پس گریه هام رفت تو یه مکان مخفی تر ..
بی پناه تر ..
و تظاهر به خوب بودن حال با اینکه هر یبار که از در میام تو منتظرم حاج خانوم خوشگلم بهم بگه چه کردید . چرا تنها اومدی . خوش گذشت
چرا وقتی خودتم نیستی خونت و تک تک چیزایی که وجود دارن بوی تو رو میدن
حس تو
مهربونیت
صدات
موهای قشنگت
دستات
و میبینم که شاید مشکل از ماست که نمیتونیم ببینیمت چون هر کاری که وقتی بودی میگفتی انجام بدن همه داره انجام میشه ..
ولی هر روز قاب عکست رو میبوسم و قربون صدقت میرم چون روزی فک نمیکردم صدات کنم و فقط صدای خودمو بشنوم ...
فقط طاقت دیدن اشکا و حرص های مامانم رو با دیدن این حالم نداشتم ..
پس گریه هام رفت تو یه مکان مخفی تر ..
بی پناه تر ..
و تظاهر به خوب بودن حال با اینکه هر یبار که از در میام تو منتظرم حاج خانوم خوشگلم بهم بگه چه کردید . چرا تنها اومدی . خوش گذشت
چرا وقتی خودتم نیستی خونت و تک تک چیزایی که وجود دارن بوی تو رو میدن
حس تو
مهربونیت
صدات
موهای قشنگت
دستات
و میبینم که شاید مشکل از ماست که نمیتونیم ببینیمت چون هر کاری که وقتی بودی میگفتی انجام بدن همه داره انجام میشه ..
ولی هر روز قاب عکست رو میبوسم و قربون صدقت میرم چون روزی فک نمیکردم صدات کنم و فقط صدای خودمو بشنوم ...
- ۳۳۷
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط