{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردی کهنه

دردی کهنه
۱۵ سال گذشت دوباره این زخم کهنه را
برایم‌زنده کردی...
امان از این دلی که برای ناکسان این جهنم رفت...
امان از گریه های شبانه که برای تو خودخواه حروم شد
امان از این ای کاش های بی انتها
امان از دلی که چشم بسته عاشقش شد.
۰۵/۰۲/۱۴
دیدگاه ها (۳)

روی قبرم بنويسيد، کبوتر شد و رفتزير باران غزلی خواند، دلش تر...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

دلی دادم رفتجان بی جانی بود دادم رفتعشق بی تابی بود که دادم ...

{{ آیا دوباره ملاقاتت میکنم ...}} پارت آخر

نمی‌شه باورم که وقت رفتنهتموم این سفر بارش رو شونه‌ی منه💔:)*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط