{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نیستی همهش شبه هی زمستونه غروب جمعهست بیخوابم س

تو نیستی همه‌ش شبه. هی زمستونه‌. غروب جمعه‌ست. بی‌خوابم ساعت دوی صبح و نخ آخر سیگاره. از اون‌ور شهر کوبیدم اومدم این‌ور شهر واسه خاطر کافه‌ای که بسته‌س. تو نیستی بستنی آب می‌شه. ته‌دیگ می‌سوزه. هندونه سفیده. کلیدی که کپی کردم درو باز نمی‌کنه. جای حساسِ شعار، اسپری تموم می‌شه. آستین تی‌شرتم گیر می‌کنه به دستگیره‌ی در. توی تاکسی طرف آفتاب می‌شینم. صدام وسط ویس گرفتن دورگه می‌شه. عضله‌ی پشت پام تو خواب می‌گیره. بازیگر اصلی سریال مورد علاقه‌م می‌میره. گربه‌ی غریبه‌ای که توی خیابون ناز می‌کنم برام شاخ و شونه می‌کشه. جورابم توی مهمونی سوراخ می‌شه. لای در مترو می‌مونم. کتونی‌ای که تازه خریدم پامو می‌زنه.
تو نیستی ضدحاله؛ همه‌چی. زندگی. این خونه. حتی من به این قشنگی، تو نیستی ضدحالم.
دیدگاه ها (۱)

همه ی ما به نقطه ای از زندگی میرسیم که تقریبا خیلی چیزارو تج...

ای روح نادیده‌ی بی‌نقص ، تو در تن هیچ ‌یک از آدم‌هایی که می‌...

سعی کردم، برای بهتر شدن سعی کردم. قول دادم که دوباره بخندم، ...

یه نفر داشت میگفت: «فلان چیزو بوسیدم گذاشتم کنار!».فکر کردم ...

رها🦋 حس میکنم یه ساعت قدیمی ام که تو صندوقچه ی پدربزرگ سالها...

در دوره ای دوری یعنی قدیمیک نفر هرجا می رسیدالبته بی تربیتی ...

به اولین Axon که می رسن بعد یه مبارزه سنگین کار به اینجایی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط