{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی .‌‌.‌.

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزه از فكرت بيرون نمی ره
اما مثلا وقتى با چاقو ميبرى بعده چند دقيقه فراموش ميكنى ...
در واقع كاغذ از چاقو بّرنده تر نيست ...
ولی تو از كاغذ توقع آسيب رسوندن نداشتى!

اينم حكايت بعضياس
دیدگاه ها (۱)

My lovely neighbor part : ۶۹

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط