ای بهارروزگارم

ای بهارِروزگارم،
هدیه‌ پاییز من
پاره‌ی جانم،
قرارم،
عشق شورانگیز من

با وجودت آیه‌های شعر در من جان گرفت
ای دو چشمانت خمار و از غزل لبریز من

بودنت رنگ و لعابی تازه بر جان من است
با "تو" معنا می‌شوم، ای شعر روح‌انگیز من

ای نگاهت جان پناه خستگی های تنم
برق چشمان تو شد رؤیای سحرآمیز من

در کنارت مست مستم ای شراب سرخرنگ
با تو هوشیاری کجا؟
عطر خیال انگیز من

ای که دنیا در میان بوسه‌ات زندانی است
پر کن از آغوش و لب
پیمانه‌ی ناچیز من

طرح لبخندت غم و دلخستگی را می‌برد
جان فدای خنده‌ات، ای ابر گوهر ریز من

گاه شبها را به یادت خیره می‌مانم به در
تا تو برگردی کنارم،
ماه رستاخیز من

لحظه‌ها از دوری‌ات آواز غم سر می‌دهم
می‌کشد آخر مرا این ناله‌ی یک ریز من
دیدگاه ها (۴)

نمی‌دانم چرا؟اما تو راهرجا که می‌بینمکسی انگار می‌خواهد زمن،...

دل تنگم و دلتنگ نبودی که بدانی چه کشیدمعاشق نشدی، لنگ نبودی ...

❤💙❤💙❤💙❤💙❤❤با همین دست،به دستان تو عادت کردماین گناه است ولی ...

🏵❤🏵❤🏵❤🏵❤🏵❤ساز دل گفت که تو زمزمه ناب منیصدف قعر دلی،گوهر جذا...

<><><><><><><><><><>﷼ نامه ای به جهان !!گفته بودی که بیایی ت...

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

مرا تو ای صنما در کنار باید و نیستچرا تو را نگه مهربار باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط