با تو نگفته بودم

با تو نگفته بودم ...
دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند ...
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد ....
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند ....
در سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من ...
و بر باد رفته هایِ دل
از یاد رفته هایِ دل
روزی فراموش خواهم شد
زودتر از آنچه وعده داده شده 🌹
دیدگاه ها (۱)

امروز در این شهر ویران، تهران، بی کسی و تنهایی خوب ب جونم رخ...

روزگاری من و دل ... ساکن کویی بودیم راه میتوانست طولانی شود ...

شاید من فقط می خواهم فراموش کنم... که مردی را دوست می دارم ک...

آیا دوباره بهار می رسد ؟!!!نگاهم کن ... نگاهِ تو باران ... ن...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط