"فیک: بابای سخت گیر من " part 3
"فیک: بابای سخت گیر من " part 3
+همین؟سوال دیگه ای نداری.
*نه
+خبب بلند شو بریم سالن غذاخوری .
[هردو رفتن سالن غذاخوری و رو میز نشستن و ...سوآ کنار کوک نشست؛سوآ وقتی غذاها و دید حالش بد شد ولی چیزی نگفت. چون سوآ از بیبیمباپ و جاجانگمیون متنفر بود ]
<آجوما غذا رو کشید و شروع کردن به خوردن ولی سوآ...
سوآ فقط داشت با غذاش بازی میکرد که کوک متوجه شد و گفت>
+چرا داری بازی میکنی؟
*<دستپاچه شد یهو و هول کرد گفت>
*چ.چیزه....
+چی؟؟؟. غذارو دوست نداری نه؟
آجوما براش نودل پنیری درست کن زودباش.
آجوما=چشم ارباب.
[ورفت و زود نودل پنیری براش درست کرد و آورد .]
+حالا بخور. اینو که دوست داری؟
*( از خجالت لپاش سرخ شده بود و خیلی آروم گفت.)
* آره.مرسیی.
+بخور.
*<شروع کرد به خوردن>
از زبون فیک نویس= غذاشون رو خوردن و تموم که شد کوک گفت.
+من میرم اتاقم کمی بعد بیا اونجا کارت دارم.
*باشه با.باا.
+<بلند شد و رفت تو اتاقش.>
*>سوآ هم از جاش بلند شد و رفت اتاق خودش و رو تختش دراز کشید و....
ادامه دارد.......
امیدوارم از این پارت لذت برده باشید.
+همین؟سوال دیگه ای نداری.
*نه
+خبب بلند شو بریم سالن غذاخوری .
[هردو رفتن سالن غذاخوری و رو میز نشستن و ...سوآ کنار کوک نشست؛سوآ وقتی غذاها و دید حالش بد شد ولی چیزی نگفت. چون سوآ از بیبیمباپ و جاجانگمیون متنفر بود ]
<آجوما غذا رو کشید و شروع کردن به خوردن ولی سوآ...
سوآ فقط داشت با غذاش بازی میکرد که کوک متوجه شد و گفت>
+چرا داری بازی میکنی؟
*<دستپاچه شد یهو و هول کرد گفت>
*چ.چیزه....
+چی؟؟؟. غذارو دوست نداری نه؟
آجوما براش نودل پنیری درست کن زودباش.
آجوما=چشم ارباب.
[ورفت و زود نودل پنیری براش درست کرد و آورد .]
+حالا بخور. اینو که دوست داری؟
*( از خجالت لپاش سرخ شده بود و خیلی آروم گفت.)
* آره.مرسیی.
+بخور.
*<شروع کرد به خوردن>
از زبون فیک نویس= غذاشون رو خوردن و تموم که شد کوک گفت.
+من میرم اتاقم کمی بعد بیا اونجا کارت دارم.
*باشه با.باا.
+<بلند شد و رفت تو اتاقش.>
*>سوآ هم از جاش بلند شد و رفت اتاق خودش و رو تختش دراز کشید و....
ادامه دارد.......
امیدوارم از این پارت لذت برده باشید.
- ۲.۲k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط