{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چقدر دلم خوش بود!

من چقدر دلم خوش بود!
فکر می کردم پاییز که برسد، خودت را
می رسانی …
فکر می کردم می دانی آدم هر چقدر هم که قوی باشد این غروب های دلگیر را
نمی تواند تنهایی سر کند.
فکر می کردم می دانی
این زود شب شدن ها…
این ابرهای تیره در آسمان
و باران های گاه و بی گاه…
دمار از روزگارِ آدمِ تنها در می آورد.
فکر می کردم می دانی آدم، دلش وقت پاییز آنقدر کوچک می شود که جا برای
دلتنگی ندارد
اگر دستی نداشته باشد برای گرفتن
و گوشی برای شنیدن…
غصه بیچاره اش می کند!
فکر می کردم می دانی اما…
کاش می دانستی
کاش خودت را می رساندی…
دیدگاه ها (۱)

ی روزی روت قیمت میزارند ...

شکست و ریخت به خاک و به باد داد مراچنانکه گویی هرگز کسی نزاد...

#طنز 😅😅🤣

#دلنوشته_کپی_ممنوع_گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر نه می‌جنگ...

آدم ها همیشه نوازش را به دست ها محدود می‌کنند به جسم‌ و تن ا...

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط