عشق یا نفرت
عشقـ یا نفرت ؟
ویو جین
صبح که بیدار شدم نامجون تو اتاق نبود لباسامو پوشیدم و رفتم پایین نامجون داشت با سلیقه میزو میچید
جین: چیکار میکنی نامی؟
تا اومد جواب بده ظرف مربا از دستش افتاد
نامجون: صبحت بخیر عزیزم دارم میزو میچینم
جین: چرا زحمت کشیدی
خودشو تو بغل نام انداخت نامجون bوsه ریزی به سرش زد
پشت میز نشستیم
جین: نام یه خواهشی ازت دارم
نامجون: چیشده عزیزم؟
جین: به کوک بگو تهیونگ دوست پسر داره آخه تهیونگ بخاطر کوک خیلی اذیت شده نمیخوام دوباره بیبینش
نامجون: چشم عزیزم
ویو تهیونگ
از خواب که بیدار شدم بالشم خیس خیس بود رفتم جلو آینه آبی به صورتم زدم گوشیمو باز کردم ناخودآگاه پیج کوک رو باز کردم استوری گذاشته بود با خودم گفتم حتما ناراحته ولی توی استوریش برگه طلاقمونو گذاشته بود و زیرش استیکر خنده
دیگه حتی گریم هم نیومد شاید بهتر باشه منم فراموشش کنم
لباسامو عوض کردم و رفتم پایین
تهیونگ: داداشیم چطوره ؟
جین که از صدای ذوق زده تهیونگ تعجب کرده بود آروم گفت: صبحت بخیر
تهیونگ : زودتر صبحونه بخورین قراره حسابی خوش بگذرونیم
جین: تهیونگ خوبی؟
تهیونگ: عالی عالیم
نامجون: بلیط گرفتم بریم
سوار دستگاه شدیم
با تند شدن سرعت دستگاه جین جیغ زد و نامجونو بغل کرد
همیشه دوست داشتم با کوک بیایم شهر بازی خودمو براش لوس کنم و اون نازمو بکشه
بیخیال تهیونگ دیگه بهش فک نکن
(تو ماشین)
نامجون: امشب سوهیون (حسم میگه در آینده بدتون میاد ازش) رو دعوت کردم
ادمین
ویو جین
صبح که بیدار شدم نامجون تو اتاق نبود لباسامو پوشیدم و رفتم پایین نامجون داشت با سلیقه میزو میچید
جین: چیکار میکنی نامی؟
تا اومد جواب بده ظرف مربا از دستش افتاد
نامجون: صبحت بخیر عزیزم دارم میزو میچینم
جین: چرا زحمت کشیدی
خودشو تو بغل نام انداخت نامجون bوsه ریزی به سرش زد
پشت میز نشستیم
جین: نام یه خواهشی ازت دارم
نامجون: چیشده عزیزم؟
جین: به کوک بگو تهیونگ دوست پسر داره آخه تهیونگ بخاطر کوک خیلی اذیت شده نمیخوام دوباره بیبینش
نامجون: چشم عزیزم
ویو تهیونگ
از خواب که بیدار شدم بالشم خیس خیس بود رفتم جلو آینه آبی به صورتم زدم گوشیمو باز کردم ناخودآگاه پیج کوک رو باز کردم استوری گذاشته بود با خودم گفتم حتما ناراحته ولی توی استوریش برگه طلاقمونو گذاشته بود و زیرش استیکر خنده
دیگه حتی گریم هم نیومد شاید بهتر باشه منم فراموشش کنم
لباسامو عوض کردم و رفتم پایین
تهیونگ: داداشیم چطوره ؟
جین که از صدای ذوق زده تهیونگ تعجب کرده بود آروم گفت: صبحت بخیر
تهیونگ : زودتر صبحونه بخورین قراره حسابی خوش بگذرونیم
جین: تهیونگ خوبی؟
تهیونگ: عالی عالیم
نامجون: بلیط گرفتم بریم
سوار دستگاه شدیم
با تند شدن سرعت دستگاه جین جیغ زد و نامجونو بغل کرد
همیشه دوست داشتم با کوک بیایم شهر بازی خودمو براش لوس کنم و اون نازمو بکشه
بیخیال تهیونگ دیگه بهش فک نکن
(تو ماشین)
نامجون: امشب سوهیون (حسم میگه در آینده بدتون میاد ازش) رو دعوت کردم
ادمین
- ۱۷.۹k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط