{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍃🌺🍃

🍃🌺🍃
بهار ڪَشت
     زخود عارفانه بیرون آے
اڪَر ز خود نتوانے ز خانه بیرون آے

چو صبح،
فیض بهار شڪوفه یڪ دو دم است
چه فڪر می‌ڪنی،از آشیانه بیرون آے...!!

#صائب‌تبریزے
دیدگاه ها (۰)

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

پارت ۲۷ — «چیزی که باید رسمی می‌شد»صبح روز بعد، خبر ازدواج ه...

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط