{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part37

Part37


+باشه بابایی من رفتم
پ:خدافظ
نیلا از اتاق کاره باباش خارج شدو به طرف اتاق خودش راهی شد

وارد اتاق شد
+خستممممممممممممممممم
لباساشو در اورد
و خودشو پرت کرد رو تخت
+روز خسته کننده ای بود

سیاهی

{ویو فردا صبح }
م:همگی بیایین صبحونه
رو تخت یکم تکون خوردو چشاشو باز کرد
+امیدوارم امروز بد نگذره
از تخت دل کندو به طرف سرویس بهداشتی رفت

بعد انجام کار از سرویس اومد بیرون
از اتاقش خارج شدو به سمت هال رفت
+صبح بخیر (بلند)
پ:صب بخیر جوجو
م:صب بخیر دخترم
رو میز نشست شروع کردن به خوردن پنکیک
+مامانی دستت درد نکنه خوشمزه بود
م:نوش جونت
نیلا از رو میز بلند شد تا میخواست به طرف اتاقش بره
پ:حرفای دیروزم یادت نره باهاش تماس بگیر
+باشه
نیلا از رو پله ها رفت بالا

م:حرفای دیروز؟؟
پ:میگه جیمین مافیاس ادم میکشه از اینجوری چیزا
م:او
پ:نظرت چیه امروز یه کارایی بکنیم اخه اون دفعه بچه تشکیل نشد (🗿)
م:هرچی شما بگید اقایی


ویو نیلا
+بزار زنگش بزنم
گوشیشو برداشت
دید رو صفحه گوشی نوتیفی از طرف جیمین اومده
+(پوزخند )

پیام :
عشقم من معذرت میخوام بابت دیروز میشه همو ببینیم دربارش حرف بزنیم اوکی ؟
+باش

چن دقیقه
_ممنونم بیا این........ کافه (خودتون تصور کنین)

نیلا کم کم اماده شد یه ارایشی تابستونی زد

چندین
+بلخره تموم شد
از خونه زد بیرون

به طرف کافه رفت
چون وقت زیاد بود پس ترجیح داد به جایی تاکسی پیاده بره

وارد کافه شدو دنبال جیمین گشت
+اوه اونجاست
به طرف جیمین رفتو


ادامه دارد......

معذرت میخوام حالم اوکی نیس این پارت یکم بد شد

خوبی بدی رو خودتون بگین
تا پارت بعدی بدرود
دیدگاه ها (۲)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟔بادیگارد ماشین رو اورد جیمین در ماشین رو باز کرد تا نی...

پیج قبلیم فیک های قبل رو اینجا بخونین مسدود شده @kim_wil

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟑_حالا من دیگه برم +باشه خدافظ _خدافظ جیمین از خونه خار...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟒فردا صبح +این پرده کوفتی رو کی باز کرده م۰ن:دختر پاشو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط