{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شازده کوچولو

رمان شازده کوچولو

پارت ۱۹

ارسلان: درازش کردم رو تخت پتو روش کشیدم کنارش خوابیدم

.. چند وقت بعد ..

دیانا: ساعت ۱۲ بود ارباب یه چند وقتی بود دیر می اومد منم بیدار میموندم تا بیاد و بهش شام بدم

ارسلان: در و باز کردم رفتم تو اتاق

دیانا: سلام

ارسلان :سلام چرا نخوابیدی

دیانا: آخه شما نیومده بودید

ارسلان: من شاید تا صبح نیام تو باید بیدار بمونی

دیانا: آخه من دوست دارم شما می‌آید بیدار باشم ( خاک بر سرم چی بود من گفتم)

ارسلان: لبخندی محوی رو لبم نشست نگاهی به گهواره نفس انداختم بیدار بود آخ بابا فداش بشه ستم گهواره رفتم و بغلش کردم فسقلی بابا نفس بابا خندی بچگونه ای کرد که دلم براش ضعف رفت دورش بگردم

دیانا: رفتم از آشپزخانه خونه غذا اوردم

ارسلان: نشستم رو زمین غذا خورد بعد اینکه غذا خوردم تو تخت خوابیدم نگاهی به دیانا کردم خواب بود خواستم روش پتو بکشم که نگاهم به کف دستش خورد قرمز بود

یعنی چیشده 🤔🤔
دیدگاه ها (۲۳)

رومان عشق پنهانی (پارت6)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part68من:برو زیر تخت بجمرفتم تو هال و در اتاق...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

رمان

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

🌹 My Dream 🎤Part ²¹همشون بلند شدن و شروع کردن به جمع کردن می...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط