پارت۵۶

یه هفته بعد

ویو ا.ت

من و نامجون دوباره مثل سابق شدیم و دخترا هم برگشتن تو این یه هفته خیلی بهم خوش گذشته

داشتم با دخترا تو پذیرایی حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد نگاهی به اسمش کردم که دیدم سوجونه خاک به سرم من بهش خبر ندادم حتما خیلی عصبی شده

ا.ت:آلو

سوجون:آلو زهر انار معلومه کجایی؟

ا.ت:پیشه نامجون

سوجون:ا‌.ت حالت خوبه اون دیوونه که بلایی سرت نیورد ها؟

ا.ت:خوب داستانش مفصله من با نامجون آشتی کردم

سوجون:ا.ت تو خودت خوب می‌دونی اون باهات چیکار کرد

ا.ت:اره ولی شاید یه شانس دوباره خوب باشه

سوجون:باشه حالا کی می‌خوایی بیایی خونه؟

ا.ت:من اینجا میمونم فقط امشب شما بیایین که قرار درباره یه چیزی باهات حرف بزنم رزم بیار

سوجون؛باشه

هی ما تصمیم گرفتیم که عروسی دسته جمعی بگیریم و می‌خوام از سوجون و رز هم بپرسم که اونا هم می‌خوام ازدواج کنن

ما لباس هامون رو انتخاب کرده بودیم فقط باید رز بیاد که ببینم اون چی میخواد داماد ها هم کت شلوار هاشون یکی بچپس برای سوجون هم مثل بقیه سفارش دادم




من قهرم با همتون چرا لایک نمی‌کنیم

فقط یه پارت دیگه مونده که ادامه همین پارته اون رو که گذاشتم فیک پسر عموی من رو کامل میکنم بعد هم فیک آرزوی بچگیم و بعد یه تک پارتی مینویستم و یه چند شاتی هم درخواستی هست و بعد اون یه فیک خفن از تهیونگ در راه منتظرش بمونید ولی در کل طول می‌کشه برسه ولی بازم منتظر بمونید
دیدگاه ها (۱)

ادامه ای پارت۵۶

کسی منتظر این فیک هست؟

پارت ۵۵

پارت ۵۴

●بال های سیاه و سفید○پارت 15

love Between the Tides²⁶رفتم سوار ماشین شدم تهیونگ: دو ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط