{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیطون کوچولوی من

شیطون کوچولوی من"
۱
«فرانسه ، تالار اصلی قصر»
تالار در سکوت فرو رفته بود . هیچکس جرئت نمی‌کرد حرفی بزند، پادشاه با خشم خود خوری میکرد همه می ترسیدند یک کلمه بگویند. و کارشان تمام شود ! اما این وصله ها به پرنس فرانسه نمیچسبید، با همان لحن رسا و مجذوب کننده اش گفت : سرورم میتوانید تمام مسئولیت جنگ را به عهده من قرار دهید؟, مطمعن باشید فرانسه را پیروز این میدان میکنم !
پادشاه با غضب گفت: چطور؟؟ چطور این کار را میکنی؟؟ فکر کرده ای بازیه؟؟!

ولیعهد: اوه نه سرورم، به هیچ وجه! من قسم میخورم اگر فرماندهب این جنگ را به عهده من بسپارید برنده ما خواهیم بود!
پادشاه: چطور اعتماد کنم؟؟! میگویی می توانی فرانسه را پیروز جنگ کنی! جنگ با انگلستان! حتی من هم معترفم که ارتش آنها چقدر قدرتمند است!

ولیعهد: بله پدر! ارتش آنها بسیار قدرتمند است اما اگر با نقشه من پیش برویم قول میدهم پیروز میشویم! باور کنید!

پادشاه : خیلی خب! اما اگر نتوانی، خونت گردن خودت است!!
ولیعهد با پوزخند گفت : بله پدر جان! آن زمان می توانید مرا دار بزنید!
و با تعظیم کوتاهی از تالار خارج شد.
..... چند ماه بعد. ......
«انگلستان »
پادشاه انگلستان:: برای این اینجا جمعتان کرده ام که خبری بدهم ،
خودتان میدانید اگر این جنگ ادامه پیدا کند ما نابود میشویم ، ملکه خواست حرفی بزند که بلند گفت:
می دانم! ارتش ما قوی تر از ارتش فرانسه است ، اما ولیعهد فرانسه با متحد شدن با ایتالیا ارتشش را تقویت کرده و ما نمی توانیم جلوی دوتا ارتش مقاومت کنیم!
پدر جان چه میخواهید بگویید؟!
این صدای نائب السلطنه انگلستان بود.
پادشاه : من با پادشاه فرانسه معامله ای کردم،. قرار شد برای ثابت کردن حسن نیت انگلستان یکی از بانوان درباره را به عنوان عروس ولیعهدشان به فرانسه بفرستیم!
نفس همه بعد از این جمله حبس شد
ملکه با صدایی آرام گفت : و این بانو کیست؟؟
پادشاه :
بانو« آنا ، نائب السلطنه انگلستان» فردا صبح به سمت فرانسه راهی میشود
چند لحظه ای سکوت بود که با صدای آنا همه به سمتش برگشتند:
چ..چیی؟ .. من ؟ من را به عنوان گروگان به فرانسه می‌فرستید!!
پادشاه گفت: مراقب حرف زدنت باش ! تو به عنوان عروس به آنجا می روی!!
#هیونجین #فیک
دیدگاه ها (۴)

« شیطون کوچولوی من »۲ویو آنا::هیچ کدام از حرف هایشان را نمی ...

#هیونجین

سلام سلام امیدوارم تا الان حالتون خوب بوده باشه، خیلی مراقبت...

#ملکه_اشک_ها

« شیطون کوچولوی من »۴« دربار فرانسه، دوازده ساعت بعد»ویو هیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط