نجاتم بدید که من دارم از دست تهیونگ میمیرم

نجاتم بدید که من دارم از دست تهیونگ میمیرم

خبر خوب دارم براتون یا تا آخر امشب یا فردا پارت از افسونگر میزارم
دیدگاه ها (۱۸)

_part:1۸__charmer__کارلا_خوشحال بود،حواس تهیونگ از مرگ پدربز...

ده دقیقه بعد به خونه رسیدن و پیاده شدن و بعد از طی کردن پله ...

آخ اگه دیر بجنبید میان منو میبرن،بدون رمان میمونید بدون من م...

سدنا قدم برمی‌داشت سمت تهیونگ و با یک حالت دعوایی ساختگی حرف...

سلام گوگولیای من 🖐🏼چطورین ؟! 🙃ببخشید امشب وقت نکردم پارت بزا...

دوستان حالم خوب نیست فردا واستون سه تا پارت طولانی میزارم شر...

واسع امشب ده تا پارت نوشتمو اینکه فردا هیچجوره نمیتونم فعالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط