{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی دلمان میخواهد دستمونو بیاریم تو مانیتور

یه وقتایی دلمان میخواهد دستمونو بیاریم تو مانیتور
یقه ش رو بگیریم
بکشمشون بیرون
تو دنیای واقعی
سرمونو بزاریم رو سینش
های های گریه کنیم
بعد بگیم :
بسه
خسته ام از همدردی های مجازیت..
دیدگاه ها (۵)

still with you

سلاااممممم بعد مدت ها بابا با دو تا کیسه‌ی پر از میوه‌های ...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

شخصیت های ات آن تایتان به عنوان برادر

پارت ۳۶: آرامش در قلبِ طوفانصبح که بیدار شدم، حسِ خیلی خوبی ...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط