حکایت من،حکایت کسیست که عاشق دریابود،اماقایق نداشت.دلباخت
حکایت من،حکایت کسیست که عاشق دریابود،اماقایق نداشت.دلباخته سفربود،همسفر نداشت.حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد.زخم داشتو ننالید. گریه کرد امااشک نریخت.حکایت من،حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست، حکایت کسی که پر از فریاد بود،اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود..
(یادش بخیر این متنی بود که...یادت میاد اینو؟؟؟)
(یادش بخیر این متنی بود که...یادت میاد اینو؟؟؟)
- ۲۲۷
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط