{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من،حکایت کسیست که عاشق دریابود،اماقایق نداشت.دلباخت

حکایت من،حکایت کسیست که عاشق دریابود،اماقایق نداشت.دلباخته سفربود،همسفر نداشت.حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد.زخم داشتو ننالید. گریه کرد امااشک نریخت.حکایت من،حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست، حکایت کسی که پر از فریاد بود،اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود..

(یادش بخیر این متنی بود که...یادت میاد اینو؟؟؟)
دیدگاه ها (۴)

گاهی سخت میشود...دوستش داری و نمیدانددوستش داری و نمیخواهددو...

حكایت من حكایت كسی است كه عاشق دریا بود اما قایق نداشت دلب...

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت.....

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...

حکایت من ؛حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت …د...

حکایت من ؛حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت …د...

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت د...

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ....

حکایت من؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود... اما قایق نداشت.....

حکایت من؛حکایت کسی است که عاشق دریا بود، اما قایق نداشت دلبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط