{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چه

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چه
مثل یک ماهواره ی تنها ، گم شدن در مدار یعنی چه

حمله ی لشکر غزل دیدی ؟ ، امشب از حس شعر لبریزم
غرق آرامشی نمی فهمی ، لحظه ی انفجار یعنی چه

می روی سمت یک فراموشی... چمدانی گرفته دستت را
شاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چه

با صدای رسا که می خندی ، بنده مسئول خنده ها هستم
بی خیالی تو و نمی فهمی ، شانه ی زیر بار یعنی چه

تو دلم را زدی به دریاها ، این دلی که ندیده دریا را
چشم دریایی ات به من فهماند ، آبی بی گدار یعنی چه

باز با میله های مواجی ، چشم های تو در محاصره است
مژه هایت به من نشان دادند ، آسمان در حصار یعنی چه

شاعری خسته از غزل هایش ، سمت باران دوباره راه افتاد
هیچ کس..هیچ کس نمی داند ، پرسه در لاله زار یعنی چه

با شنیدن نمی شود فهمید ، حال و روزم چگونه می گذرد
تا نبینی مرا نمی فهمی ، مرده ی بی مزار یعنی چه
دیدگاه ها (۱)

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

کمی که اضافه‌وزن پیدا کنی، تازه می‌فهمی آدم‌ها چطور می‌توانن...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۲ | «مقصد کجاست؟...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط