{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*در اتاق بازجویی~ (اتاق ته‌گوک.)

*در اتاق بازجویی~ (اتاق ته‌گوک.)
ته‌گوک: یا آب‌نباتت رو بهم نشون می‌دی یا می‌رم به پاپا کوکو می‌گم که سرت رو از تنت جدا کنه.
تهیونگ *درحالی‌که دست‌وپاهاش بسته‌ست: من آب‌نبات ندارم.
ته‌گوک: دروغ نگو بی‌ادب. خودت دیشب به پاپا کوکو گفتی بیا آب‌نباتت رو بخور پسر خوب. منم آب‌نبات می‌خوام، همین حالا...
تهیونگ: از توی جیبم بردار، شاید یه دونه باشه.
ته‌گوک *دستش رو می‌کنه توی جیب تهیونگ: این چیه؟ از اون بادکنک‌ها؟ آخ جون... الان می‌رم پر از آب می‌کنمش.
تهیونگ:
تهیونگ: به‌ خیر گذشت.


(بادکنک=کان‌‌دوم)
دیدگاه ها (۰)

تهیونگ: چرا امروز مدیر مهدکودکت بهم زنگ زده بود؟ سر جلسه بود...

🤌🤌

تهیونگ: رمز لپ‌تاپ جونگ‌کوک چیه؟نامجون: فـ.اک می تهیونگ.تهیو...

*ته‌گوک توی مهدکودک.مینگی: یک روز پاپا جیمین داشت میوه می‌شس...

my shy boy

part3🎀🍥#Stepfather#Stepfather #part3سر میز غذا خوری نشسته ب...

part8🍥🎀#Stepfather#Stepfather #part8پسر روی پاهای پدرش نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط