{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجباز_جذاب P6

لجباز_جذاب P6

تهیونگ: خب پس معلوم شد
و دوباره خجالت کشیدم و همه به من نگاه میکردن...

کوک: خالی بستی؟
جیمین: ولش کنین بیا بریم ات
ات: بریم
کوک: کجا؟
ات: بله؟
تهیونگ: جواب ندادی؟ کجا حالا...
ات: جواب چی؟
کوک: من باهات بعدا کار دارم
ات: وای خدااا
تهیونگ: منم خونه
ات: وااای
آیو: خوب گرم گرفتی با دوستم جیمین
جیمین: من برم دیگه خداحافظ
ات: تو چی، کارم نداری؟
آیو: چرا
ات: کارتوبگو
آیو: هیچی فقط دوستت دارم بیا بریم
ات: دیوونه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز بعد از کلاس که تموم شد اومدم از توی حیاط مدرسه بیرون ....

تهیونگ: کجا میری تو؟

ات: امروز تنهامیام خونه

تهیونگ: بی خود کردی...سوار شو

ات: برو تهیونگ نزار همینجا دعوامون بشه

تهیونگ: دارم میگم بیا بریم خونه سری سوار شو

منم بهش گفتم نمی خوام و بدو بدو ازش دورشدم
بعد که فهمیدم خوب دور شدم واستادم....
این طرف و اون طرف مو نگاه کردم دیدم هیچ کس نیست و به راهم ادامه دادم مثل همیشه رفتم خونه دوستم (آنا) امشب اونجا خونشون مهمونی بود و منم خیلی مهمونی دوست دارم و رفتم پیشش خیلی پولدارن و تولدشه...
دیدگاه ها (۱۱)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

رمان : رفتار سرد

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

مربی موتور سوار

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

پنهان عشق

پسر بد (61)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط