{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی

گفته بودی
که چرا محو تماشای منی؟!
و آنچنان مات،
که یکدم مژه برهم نزنی؟!

مژه بر هم نزنم
تا که ز دستم نرود،
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی ...!
دیدگاه ها (۲)

ڪاش یِڪبارهم تو دلتنگم شوےسازِ دل را ……ضَربِ آهَنگم شوےڪاشڪے...

بعدِ تو فعل رفتناینگونه صرف شدرفتینتوانستم بروم

یه وقتایی هستش که از همه چی زده میشی، دیگه هیچی نمیتونه خوشح...

اگه حالت خیلی بده سعی کن تنها باشی آدما تو حالِ بدشون بعضی و...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

مهمونی پارت ۳۸

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط