دوست دارم نیمه شب سر درگریبان بیشتر !
دوست دارم نیمه شب سر درگریبان بیشتر !
زیر باران با تو باشم درخیابان بیشتر
می رسم تنها به خط چشم های روشنت
قهوه می ریزی به کام تلخِ فنجان بیشتر
حال من خوب است اما بازهم باورنکن !
می گذارم بعد از این سر به بیابان بیشتر
در اتوبان هم خیالاتت توهم زا شده
یاس و مریم می گذارد توی گلدان بیشتر
تا نفس پشت نفس کم می شود از طاقتم
می دهد یکبار دیگر مرگ جولان بیشتر
کاش این دستان سردم را برای دلخوشی
می فشردی قدر یک آن، بین دستان بیشتر
تا به خود می آیم انگاری ازاینجا رفته ای!
باد و باران درد می پاشد در ایوان بیشتر
نیستی دیوار تا دیوار تا دیوارتر!
راحتم انگار بی تو کنج زندان بیشتر
سرد و دلگیر است هرجا می روم از دست تو ..
از همه دلگیر تر شبهای طهران بیشتر
سید مهدی نژادهاشمی
زیر باران با تو باشم درخیابان بیشتر
می رسم تنها به خط چشم های روشنت
قهوه می ریزی به کام تلخِ فنجان بیشتر
حال من خوب است اما بازهم باورنکن !
می گذارم بعد از این سر به بیابان بیشتر
در اتوبان هم خیالاتت توهم زا شده
یاس و مریم می گذارد توی گلدان بیشتر
تا نفس پشت نفس کم می شود از طاقتم
می دهد یکبار دیگر مرگ جولان بیشتر
کاش این دستان سردم را برای دلخوشی
می فشردی قدر یک آن، بین دستان بیشتر
تا به خود می آیم انگاری ازاینجا رفته ای!
باد و باران درد می پاشد در ایوان بیشتر
نیستی دیوار تا دیوار تا دیوارتر!
راحتم انگار بی تو کنج زندان بیشتر
سرد و دلگیر است هرجا می روم از دست تو ..
از همه دلگیر تر شبهای طهران بیشتر
سید مهدی نژادهاشمی
- ۱.۱k
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط