{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب را نوشیده ام

شب را نوشیده ام
و بر این شاخه های شکسته می گریم...
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنجِ بودن تنها گذار.
مگذار خوابِ وجودم را پر پر کنم.
مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم.
سپیدی های فریب
روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.
طلسم شکسته خوابم را بنگر
بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته.
او را بگو
تپش جهنمی مست!
او را بگو: نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام.
نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.
جهنم سرگردان!
دیدگاه ها (۱)

وقتی که رفتی عاشقت بودمروزی که برگردی دوباره عاشقت هستماینکا...

بد نیست شبی سر به جنونم بزنی..گاهی سَرڪی به آسمانم بزنی..

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

✍نام شعر=جهنم سرگردانشب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته ...

شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم‌. مرا تنها گ...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته می گریم.مرا تنها گذار...

شب را نوشیده امو بر این شاخه های شکستهمی گریم.مرا تنها گذارا...

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط