{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچون باد

همچون باد
می رقصم به هر سو
در تازیانه های سرد طوفان
چون شبم
سرد و تاریک
تا سحرتنها
می بافم در خیالم
با کلاف تنهایی
قصه های
روزهای آفتابی
اما باران
طعنه میزند به
خیالهای آبکی من
بباف تو همچنان
دراز است کلاف زندگی.
دیدگاه ها (۱)

نه شاعرم نه نویسندهقلمم بر روی کاغذ می رقصدخوش می نویسدخودش ...

مسیح بودی و احیایم کردی اما دوبارهبه آغوش مرگی سترگسپردیم!خو...

خواب مانده امابدیتی را به تماشا نشسته امبی تو!خواب ابدی شیری...

دلم درد می کند....؟و کلمات غمباد گرفته اند؟باز روح استعاره ا...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت ۷۵

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط