{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم درد می کند....؟

دلم درد می کند....؟
و کلمات غمباد گرفته اند؟
باز روح استعاره ای دیگر
می گرید.....
و در نقابی سوخته؟
از نگاه خورشید....!
خاموش میشود.
در عصر این روزهای سرشار از کابوس
از سر شمشیرم شعر می چکد؟....
و نگاهم عصا زنان
بر در تکرار میشود.
این
پایان سکوت استعاره های من است.
دیدگاه ها (۱)

خواب مانده امابدیتی را به تماشا نشسته امبی تو!خواب ابدی شیری...

همچون بادمی رقصم به هر سودر تازیانه های سرد طوفانچون شبم سرد...

«غم»بزرگ شدنت رادر آلبوم خاطراتم دیدمچه بزرگ شدی ای غمکودکی ...

پارچه ای نصب شده.....رنگ شبطرح غروبفاصله بسیار است....به گما...

فراتر از خویش

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

p16

پارت ۷۵

مرد بی رحم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁸سعی کردم چشم‌هامو باز کنم،اما سنگینیِ...

P : 26

پارت ۲۰: طلوع دوباره (پایان)تهیونگ با احتیاط، جوری که انگار ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط