{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتِ رفتن است

وقتِ رفتن است
یکی‌ از این مهتاب شب‌هایِ آرام
آرام میروم
میگذارم
زمان پر شود از هیاهویِ کر کننده ی تنهایی‌ِ به جا مانده از هجرتِ زنی
که تمامِ سرمایه‌اش چشم‌هایی‌ بود در انتظارِ تبلورِ واژگانی نو
من ... هوسِ مژگانِ سیاهِ تو را در هوایِ بدیهه سازیِ دیگری ترک می‌‌کنم
من ... حضور شتاب زده تو را ترک می‌کنم
من ... تو را ... لیلی ... مثلِ یک مجنون ترک می‌کنم
میروم
و تو ... فی‌البداهه به زندگی‌ ادامه میدهی‌
تقصیرِ کسی‌ نیست
ما ، در کنار هم بودن را ، نیاموخته ایم
ما ، عشق را ، آنگونه که باید ، نیاموخته ایم
تقصیرِ تو هم نیست
من دوست دارم با کفش‌هایم بخوابم
من همیشه در فکرِ فرارم
من ... همیشه در فکرِ فرارم
دیدگاه ها (۳)

بایدمجذوبِ لحظه‌های خوشِ بودن رو به آینهرو به استغنایِ بی‌...

مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که دیگ...

بر پیکر خسته ی من و بر روحِ پر آشوبم زخم‌هایی‌ کهنه می‌‌شدند...

از دست باران همهرچه آب چکید..،به آسیاب ِ تنهایی ریخت..باراند...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

چندپارتی تهیونگ

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۸: «راز ...

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

از دشمنان تا عاشقان

اعتیاد من بهت.

پروانه جان

سناریو از دشمنان تا عاشقان

برای نامجون میتونید از این عکس برای توییت زدن استفاده کنید_ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط