{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جغد کوچولوی من 🦉:

جغد کوچولوی من 🦉:
part: 47
D:
رفتم حمام
بعد 30m اومدم بیرون
لباس پوشیدم (عکس هست)
آرایش نکردم
در خونه رو بستم رفتم سوار ماشین شدم و حرکت کردم به سمت کافه ارسلان
رسیدم کافه hs
رفتم توی کافه
- سلام زندگیم
+ سلام دلیل نفس کشیدنم
رضا: چندش بازیاتونو برم
- سلام رضا
+ رضا بعد چندین سال‌ها اومده به ما سر زده
- رومینا کجاست
رومینا: بی‌معرفت یه زنگ می‌زدی
- رومی
رومینا: دیا
پریدم بغل رومینا
رضا: کسی بهتون گفته که وحید تصادف کرده
- نه کسی نگفته حالا که تصادف کرده بهتر
+ وحید کیه؟
- عزیزم وحید همونیه که اون روز پای تخته منو مسخره کرد گفت که هرکی مسئله به این آسونی و حل نکنه خره
+ آهان اونه بهتر شاگرد مسخره کلاس
- اصلا آدم خوبی نبود فقط بلد بود که آدمو تهدید کنه و از آدم آتو در بیاره
+ من که می‌دونم کی زده زیرش
رضا: کی؟
+ زنش
رومینا: شیوا رو میگی؟
+ همون شیوا معلومه که شیوا وحید و خود یه نفر توی کافه دیده از همدیگه لب می‌گرفتند
رضا: شیوا خیلی عاشق وحید بود
- منم اگه جای شیوا بودم می‌کشتمش
+ حتی اگه من بودم
- ارسلان عشقم عشق حتی اگه من بودم حالیش نمی‌شه وقتی که عاشق باشی و درد خیانت بکشی دیگه هیچی حالیش نمیشه حاضری هر کاری بکنی
رومینا: شیوا خیلی عاشق وحید بود( ادای رضا)
رضا: مگه چی گفتم رومینا
- اینا رو ول کنین شما دوتا چرا نیومدین همراه ما ترکیه
رومینا: به خاطر اینکه شما بعد از کیش قهر کردین ما نمی‌دونستیم شما آشتی
- بچه‌ها من اومدم ارسلانو ببینم که شمارم من دیگه برم کافه
رومینا: همین کافه ارسلان که هست
-کافه خودم
رومینا کافه زدی
- بله که چی من دیگه برم دیرم شد
خداحافظی کردم و رفتم سمت ماشین
دیدگاه ها (۲)

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔ولی بی خیال کیم تهیونگ شدم و تصمیم گرفت...

پارت. ۲۸

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Iove and the moonPart16ویو کوک الان چون زنمه باید به حرفش گ...

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط