{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتی

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتی

بر درش قفل زدم تا که نیاید دگری

من و چشمان گره خورده به تقویم و زمان

روز و شب با همه ی خوب و بدش شد سپری

قفل دل زنگ زد و هیچ دری باز نشد

کلبه ی الفت مان خالی و ساکت مانده

از همان خاطره هایی که کنارم بودی

لیک یک شاخه گلی خشک برایم مانده

باز من منتظرم تا که ز در باز آیی

و ببینی که دلم پیش دلت جا مانده
دیدگاه ها (۳)

زمان چیـز عجیبیست.. میدود.. جلــــو میرود.. و دوست داشتنی تر...

‌‌‌‌‌ سخــتِـــه آشـنـــــا تَریـــن آدَمـِـــ زِندِگیــتــ ...

هــروقـــــت به کســــےگفتے بـــــــرو پے زندگیت ونرفــــ...

مـــــیدانم!دیگربرای من نیـــــستی..امـــــــــــآدلی که تنگ...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

#my.sexy.toy. part 7(🤣برای مسدود نشدنم دعوا کنیدد...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

یک سال با اژدها

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

آن زمانی که تو از کلبه ی قلبم رفتیبر درش قفل زدم تا که نیاید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط