{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلت میخـواد همه بغض هات از توی نگاهت خونده بشه ،

گاهی دلت میخـواد همه بغض هات از توی نگاهت خونده بشه ،


می دونی که جسارت گفتن کلمه هارو نداری...


اما یه نگاه گنــگ تـحویل میگیـری...


و یا جـمله ای مثـل چیـزی شده؟؟


اونجاست که بغضت رو با لیوان سکـوت سر میکشـی ،


و با لبخنـد ســردمیگـی :


هیچــــی....
دیدگاه ها (۳)

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

درخواستی چیفویو

وقتی بهت توجه نمی کرد

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط