{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد ازصدای خروپف هرشب پیرزن شکایت

پیرمرد ازصدای خروپف هرشب پیرزن شکایت
داشت، پیرزن هرگزنمی پذیرفت. شبی پیرمرد
ان صدارا ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت
کند اما صبح پیرزن دیگر هرگزبیدار نشدو ان
صدای ضبط شده لالایی هر شب پیرمرد شد
دیدگاه ها (۱)

من و تنهایی حالا مونس یکدیگریم...برو و خوش باش...حتی فکر برگ...

این روزها حسی دارمآمیخته با دلتنگیکم می آورمبازوانی می خواهم...

فاصله ساقه تا شکوفه...فاصله خیال تو با من... فریادی ست که با...

سست میشودبدنم،و ضعف میکنم وقتی خالصانه صدایم میکنی،کاش همیشه...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت یــازدهــم 𓆪 🖤🥀در اتاق ۱۳ آرام باز شد.هوای سر...

.....پارت چهارم.....

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۸ | اتاقی که نباید باز می‌شدهانا...

پارت هفتم: ایستگاه قدیمیصبح روز بعد، فضای هتل عجیب و سنگین ب...

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

RESPECT OR DIE : پارت سوم قدم‌هایی آرام از پشت سرش نزدیک شد....

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط