سوار تاکسی بودم، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته...
سوار تاکسی بودم، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته... اومد پیاده بشه دست کرد تو کیفش، گفتم مهمون ما باش خانوم خوشگله :) دیدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت: بابا این قبضو بگیر، وقت برگشتن برو عکسای منم از آتلیه بگیر!
یعنی هی سرخ و سفید میشدم، خواستم جمعش کنم گفتم: «دخترتون هستن، ماشالا چقدر حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود»... راننده گفت: «دیگه گهم بخوری فایده نداره، الان مهمون کردنو بهت نشون میدم»!
یعنی هی سرخ و سفید میشدم، خواستم جمعش کنم گفتم: «دخترتون هستن، ماشالا چقدر حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود»... راننده گفت: «دیگه گهم بخوری فایده نداره، الان مهمون کردنو بهت نشون میدم»!
- ۴.۸k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط