{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 34:

Part 34:
Margaret:....
این الان جدیه؟
این یه عروسی ساختگی بوده.
چرا انقدر فاز برمی داره.
پسره مشنگ،دیوانه ،خل و چل.
تو شک بودم!
+«تو الان جدی هستی؟»
_«من با هیشکی شوخی ندارم.اگه بچه دار شدیم،پرسیدن چجوری ازدواج کردیم!حرفی داریم بزنیم.»
بعدشم مستانه خندید!
پسره مشنگ.
_«زنم میشی؟»
نمی دونم،من الان چی باید بگم.
+«اره.»
بلند شد،حلقه رو دستم کرد.
کمرمو گرفت،و یه بوسه رو لبم گذاشت.
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی تهیونگ

چندپارتی نامجون

the first lie

#Part.6#مرد منچند دقیقه گذشت. صدای موسیقی از دور کم‌تر شده ب...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 206♡⁠。⁠)⁩يکي از...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط