{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت : 11

به جسد که رسیدم خون همه‌جا پاشیده بود شبیه جنی بود اما میدونم اینم یکی از بازیاشه البته زیاد مطمئن نیستم بهتره ازمایش دی ان ای گرفته بشه
یه نایلون کوچیک برداشتم و کشیدم رو خونش و مچاله کردم و گذاشتم داخل جیبم
_ خب خانم من دیگه میرم خسته نباشید و ممنون بابت اطلاعاتتون
تعجب از چشماش میبارید که چرا انقد من ریلکسم
_ عا ببخشید میشه گوشی همسرم رو بدید
با تردید گوشی رو داد دستم و منم بدون هیچ حرفی سوار ماشین شدم
خب خب جنی خانم میخوای بازی کنی مشکلی نیس اما اینو بدون بازنده بازی خودتی نه من
( جنی )
جولیا اومد و خونه و همه چی رو برام تعریف کرد اینکه جونگکوک خیلی ریلکس بود و این حرفا
_ جنی بیا اینم یه گوشی جدید همراه سیمکارت جدید گفتم لازمت میشه
+ مرسی جولیا جبران میکنم برات یه سوال بپرسم
_ بپرس عزیزم
از جولیا خواستم که شماره لیا رو بده جولیا و لیا دختر عمه و دختر دایی هستن و دوستن و صمیمی
بعد اینکه شماره لیا رو گرفتم زنگ زدم بهش که بعد پنج بوق جواب داد
_ سلام
+ سلام خوبی
_ ممنون نشناختم شما ؟
+ منم جنی
_ جنی واقعا خودتی نمیدونی چقد نگرانت شدیم مامان و بابات اومدن اگاهی و دنبال تو میگردن کجایی اخه بزار بهشون بگم
+ نه نه لیا چیزی به مامان و بابام نگو فقط بین منو تو و جولیا بمونه
دیدگاه ها (۰)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

p4☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لیناخواستم جوابش رو بدم اونی که من...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁷کوک: دروغ گفتم و درضمن من از قصد لیا رو تو...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط