{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت: 10

یه دختر پیدا کردیم که قاتل بود و پلیسا گرفته بودنش جولیا پلیس بود و راحت برام ادم پیدا می‌کرد
روی صورتش اسید پاشیدم بدون ذره‌ای رحم چقد بی رحم شدم من
از سکو خیلی راحت پرتش کردم پایین
_ الان میخوای کجا بمونی
+ فعلا داخل خونه تو و کار پیدا میکنم و میرم
_ تا هروقت خواستی میتونی بمونی خونه خودته
لبخندی زدم و گفتم:
+ مرسی خواهری خیلی داری برام لطف میکنی
شماره جونگکوک رو دادم جولیا و گوشی رو هم رو جسد دختره پرت کردم
جولیا به جونگکوک زنگ زد که به دو بوق نکشیده جواب داد و جولیا گوشی رو گذاشت رو ایفون
_ سلام اقای جئون ؟
_ بله خودمم بفرمایید
_ خب راستش همسرتون خودکشی کرده خودشو از سکو به پایین پرت کرد و فقط گوشیش یکم سالم موند رمز نداشت و منم شماره شمارو برداشتم بگم بهتون
_ باشه الان خودمو میرسونم لوکیشن بفرستید
جولیا باشه‌ای گفت و قطع کرد و لوکیشن رو فرستاد
چرا نگرانی تو صدای جونگکوک حس نکردم واقعا نگران یا ناراحت نشده؟
یه ماشین گرفتم و رفتم خونه جولیا
( جونگکوک)
اون دختر با چیزی که گفت شدید نگران شدم اما نشون ندادم از شرکت اومدم بیرون و سوار ماشین شدم و رفتم اونجایی که اون دختره لوکیشن فرستاد
رسیدم و اون دختره رو دیدم از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت دختره
_ سلام اون جسدی که میگفتین کجاس ؟
دستشو به سمت پایین سکو نشون داد
دیدگاه ها (۰)

رمان: قلب در تاریکی

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏ویو تهیونگساعت نزدیک دو نصف شب بود.خیاب...

" سه شنبه "" ویو لیا " امروز روز عروسی بود و من واقعا دلم نم...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان تو خود منی

پارت ۵۳ ماه بعد_ساعت ۵ و ۳۳ دقیقه عصر_جونگکوک:حدود ۳ ماه گذش...

marry without love part3

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط