{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر ما چه رفته است که دل مرده ایم ما؟

بر ما چه رفته است که دل مرده ایم ما؟
دل را به میهمانی غم برده ایم ما
گل های زرد دسته به دسته شکفته اند
بر ما چه رفته است که پژمرده ایم ما؟
سبزیم اگرچه مثل سپیدارهای پیر
سهم کلاغ های سیه چرده ایم ما
شاید به قول شاعر لبخندهای تلخ
یک مشت خاطرات ترک خورده ایم ما
باور کنید هیچ دلی را در این جهان
نشکسته ایم ما و نیازرده ایم ما
گفتی پناه می بری از بی کسی به چاه
ای بغض ناصبور مگر مرده ایم ما؟
دیدگاه ها (۱)

ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلداردیوانه شوی نیست ترا مونس ...

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه شدی ، دست ...

ماه در روی کسی غیر تو دیدن ممنوعناز چشم کسی جز تو خریدن ممنو...

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نم...

حکایت تو که دنیا تو را نیازرده ستدلی گرفته در آیینه های افسر...

حکایت تو که دنیا تو را نیازرده ستدلی گرفته در آیینه های افسر...

محمد کریم جوهری شاعر کرمانشاهی

پیره هه لو (عقاب پیر)شعر پیره هه لو (عقاب پیر)شاعر: سواره ای...

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

جمع آوری کاه و کشتزار حوالی..( روستای دهنوی سردار) شهرستان ز...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط