Chapter 2
Chapter 2
Lucky-bloody#
پارت ۵
-این بخاطر خودشه....اروم بگیر
و هندزفری توی گوششو روشن میکنه
-درارو ببندین و به رئیس بگین امادست
و بعد کتشو صاف میکنه و میره پایین
دستاتو میزاری رو سرت و میشینی
+نباید اینجوری میشد....یعنی من ایرانی نیستم؟من زادگاهم تو ونکووره؟ینی الان یه مشت آدم دنبال منن؟
بلند میشی و لباستو صاف میکنی
+عادی رفتار کن ا/ت......نباید کسی بفهمه من خاصم
دستاتو میزاری رو لپات و ذوق میکنی
+من خاصم؟ ینی الان سر من دعوا شده؟
چشمات گرد میشه
+پدر و مادرم بخاطر من مردن؟ چرا احساس شرمندگی نمیکنم؟ شاید چون ندیدمشون تاحالا
نفس عمیق از سر نا امیدی میکشی
+حداقلش اینه که دارم با یه خرپول ازدواج میکنم.....ولی چرا حس خوبی ندارم
صدای گریه کردن در میاری و میری سمت در و بازش میکنی که با آقای سئو رو برو میشی و خودتو صاف میکنی و لبخند فیک میزنی
لبخند میزنه و میاد نزدیک
~ظاهرا همچیزو فهمیدی
سرتو تکون میدی
+اره...تقریبا....ولی هنوز تو کتم نمیره
میخنده
~عیب نداره....همه این کارا بخاطر خودته....بیا پایین باید معرفیت کنم
میخواد بره که دستشو میگیری و اون برمیگرده،دستشو سریع ول میکنی و گلوتو صاف میکنی
+عام....شمام دارید بزور با ازدواج موافقت میکنین؟
و لباتو بهم فشار میدی
سئو میخنده و رو بهت وایمیسته
+من تورو از هرکسی که فکرشو کنی بهتر میشناسم.....از وقتی که بدنیا اومدی زیر نظر داشتمت
چشمک میزنه و میره پایین
+منظورش چی بود....
سرتو تکون میدی و میزنی تو گوشت
+ارامشتو حفظ کن،خودتم میدونی که در واقع باهاش ازدواج نمیکنی،فقط ازدواج میکنی،فقط
و بعد خودتو صاف میکنی و از پله ها میری پایین
آقای سئو رو میبینی که پایین منتظرته،اروم میری سمتش که اون دستشو دراز میکنه،دستتو میزاری تو دستش و میرین سمت صحنه و آقای سئو با اون یکی دستش میکروفون رو میگیره
~از اینکه به حرفام توجه میکنید متشکرم
و همه ساکت میشن و به شما نگاه میکنن،لبخند استرسی میزنی و سعی میکنی خوب بنظر بیای
~شما همتون به این مهمونی دعوت شدین تا همسر اینده من رو ببینین
دستشو دور کمرت حلقه میکنه و تورو به خودش نزدیک میکنه
~معرفی میکنم،سئو ا/ت
همه دست میزنن و توم یه لبخند ضایع میزنی،یهو یکی میاد رو صحنه
=بهتر نیست اهنگ پخش کنیم و همه زوج هارو مجبور به رقصیدن کنیم؟به خصوص زوج اصلیمون
سئو لبخند میزنه
~چرا که نه....
و آهنگ پخش میشه،سئو تورو به وسط تالار میکشونه و یه دستشو دور کمرت و با دست دیگش دست تورو میگیره و آروم زمزمه میکنه
~اروم باش،ضربان قلبتو منم دارم میشنوم
و توم اروم زمزمه میکنی
+چون من تاحالا توی همچین جایی نرقصیدم
~فقط به بیت اهنگ توجه کن
بقیه زوج ها دورتون جمع میشن و اهنگ شروع میشه......
🍃🗿
Lucky-bloody#
پارت ۵
-این بخاطر خودشه....اروم بگیر
و هندزفری توی گوششو روشن میکنه
-درارو ببندین و به رئیس بگین امادست
و بعد کتشو صاف میکنه و میره پایین
دستاتو میزاری رو سرت و میشینی
+نباید اینجوری میشد....یعنی من ایرانی نیستم؟من زادگاهم تو ونکووره؟ینی الان یه مشت آدم دنبال منن؟
بلند میشی و لباستو صاف میکنی
+عادی رفتار کن ا/ت......نباید کسی بفهمه من خاصم
دستاتو میزاری رو لپات و ذوق میکنی
+من خاصم؟ ینی الان سر من دعوا شده؟
چشمات گرد میشه
+پدر و مادرم بخاطر من مردن؟ چرا احساس شرمندگی نمیکنم؟ شاید چون ندیدمشون تاحالا
نفس عمیق از سر نا امیدی میکشی
+حداقلش اینه که دارم با یه خرپول ازدواج میکنم.....ولی چرا حس خوبی ندارم
صدای گریه کردن در میاری و میری سمت در و بازش میکنی که با آقای سئو رو برو میشی و خودتو صاف میکنی و لبخند فیک میزنی
لبخند میزنه و میاد نزدیک
~ظاهرا همچیزو فهمیدی
سرتو تکون میدی
+اره...تقریبا....ولی هنوز تو کتم نمیره
میخنده
~عیب نداره....همه این کارا بخاطر خودته....بیا پایین باید معرفیت کنم
میخواد بره که دستشو میگیری و اون برمیگرده،دستشو سریع ول میکنی و گلوتو صاف میکنی
+عام....شمام دارید بزور با ازدواج موافقت میکنین؟
و لباتو بهم فشار میدی
سئو میخنده و رو بهت وایمیسته
+من تورو از هرکسی که فکرشو کنی بهتر میشناسم.....از وقتی که بدنیا اومدی زیر نظر داشتمت
چشمک میزنه و میره پایین
+منظورش چی بود....
سرتو تکون میدی و میزنی تو گوشت
+ارامشتو حفظ کن،خودتم میدونی که در واقع باهاش ازدواج نمیکنی،فقط ازدواج میکنی،فقط
و بعد خودتو صاف میکنی و از پله ها میری پایین
آقای سئو رو میبینی که پایین منتظرته،اروم میری سمتش که اون دستشو دراز میکنه،دستتو میزاری تو دستش و میرین سمت صحنه و آقای سئو با اون یکی دستش میکروفون رو میگیره
~از اینکه به حرفام توجه میکنید متشکرم
و همه ساکت میشن و به شما نگاه میکنن،لبخند استرسی میزنی و سعی میکنی خوب بنظر بیای
~شما همتون به این مهمونی دعوت شدین تا همسر اینده من رو ببینین
دستشو دور کمرت حلقه میکنه و تورو به خودش نزدیک میکنه
~معرفی میکنم،سئو ا/ت
همه دست میزنن و توم یه لبخند ضایع میزنی،یهو یکی میاد رو صحنه
=بهتر نیست اهنگ پخش کنیم و همه زوج هارو مجبور به رقصیدن کنیم؟به خصوص زوج اصلیمون
سئو لبخند میزنه
~چرا که نه....
و آهنگ پخش میشه،سئو تورو به وسط تالار میکشونه و یه دستشو دور کمرت و با دست دیگش دست تورو میگیره و آروم زمزمه میکنه
~اروم باش،ضربان قلبتو منم دارم میشنوم
و توم اروم زمزمه میکنی
+چون من تاحالا توی همچین جایی نرقصیدم
~فقط به بیت اهنگ توجه کن
بقیه زوج ها دورتون جمع میشن و اهنگ شروع میشه......
🍃🗿
۱۶.۰k
۲۹ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.