{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۰
شیومین


بچه ها این قضیه به چانیول ربط داره ولی دقیقا نمی دونیم چرا چان گفت من اون نیستم کسی چیزی حدس میزنه یا نه
چانیول ساکت بود و چیزی نمی گفت انگار میدونست اون کیه ولی به خودش نیورد سوهو و بچه ها تلاش کردن بپرسن ولی اون مثل مجسمه هیچ حرفی نمی زد اما هم تلاش کرد ولی بی فایده بود
داشتیم وارد حیاط میشدیم که یه دختر بچه ای رو دیدیم که داره بازی میکنه موهای بلند مشکی و لباس سفید بلند پشت ماعع
کامیلا


شما هم میبینید این دختر بچه رو داره بازی میکنه موهاش مشکیه و لباسش سفیده چرا پشت به ماعه

لوهان- کی رو میگی؟ما کسی رو نمی بینیم
اما-من میبینم
اسی-منم میبینم
جولیا- من نمیبینم که
سارا- من کسی رو نمیبینم خیالاتی نشدید
اما-بزار برم نزدیکش
اسی-نرو اما شاید خطرناک باشه
اما-ما تا الان این همه خطرات رو پشت سر گذاشتیم اینم روش
کریس-چه مرگتونه( هوش بی ادب کی با تو بود)
کامیلا- هیچکی هیچ مرگشون نیس اون تویی که یه مرگته
کریس یه چشم غره به کامیلا رفت کامیلا در جوابش در دهانت( یس ایول)
جولیا- بسه کی میره؟
اما-من میرم همه نگران بودند یواش یواش رفتم جلو می ترسیدم ولی باید به جون می خریدم چرا میرفتم جلو بازم بهش نزدیک نمی شدم انقدر رفتم که رسیدم بهش دستمو گذاشتم روی شونش برگشت سمتم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۱استیسیاما تو همون حالت خیره شده بود به دختره که یکهو ...

پارت ۲۲استیسیهیچی تا کجا یادت میاد؟ چانیولتا اونجایی که اما ...

پارت ۱۹جسیکابعد یک ساعت چانیول به هوش امد . داشت تو تب می سو...

پارت ۱۸جولیاچانیول دو ساعت بیهوش بود واقعا ترسیده بودیم نمی ...

#رقیب_سخت پارت ۲۴*صبح روز بعدمیدوریا چشماشو ارام باز کرد:"هو...

یه ادم با روح قدرتمند، از هر چیزی، از هر چیزی در اطرافش اسیب...

P. 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط