دو نفر بودند. دو تا دختر که توی حوض خالی میدان شهید مطهری
دو نفر بودند. دو تا دختر که توی حوض خالی میدان شهید مطهری سنگر گرفته بودند. دور و برشان پر بود از نیرو، اما نه خودی. هیچ کاری نمی شد برایشان کرد. خرمشهر تقریبا افتاده بود دست بعثی ها. حلقه محاصره ی میدان مطهری تنگ تر می شد. رفتیم پشت بام یک ساختمان. دو نفر بودند. دو تا دختر که راه بعثی ها را آن همه مدت سد کرده بودند. فشنگ هاشان هم تمام شده بود گویا. از ناراحتی نمیدانستیم چه کار باید بکنیم ، ولی باید برای شان کاری می کردیم . بعثی ها دیگر شلیک نمی کردند. می خواستند بگیرندشان، زنده! دیگر رسیده بودند به میدان که دو تا صدا آمد. تق… تق… لوله های تفنگ را گرفته بودند سمت هم دیگر. آنها دو نفر بودند . دو تا دختر که توی حوض خالی میدان مطهری دراز کشیده بودند.
- ۷۰۶
- ۱۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط