{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره بی بهانه بغض شده ای

دوباره بی بهانه بغض شده ای
دوباره بی دلیل ، گریه
دوباره باز کسی گلویت را می فشارد
دوباره باز کسی تو را با زنجیر و در غُل ، کِشان کِشان به گذشته ات می برد
انگار این حسِّ لعنتی تو را هیچ وقت نمی خواهد تنها بِگُذارَد
کاش میشد که دست از سرت بردارد. کاش ...
و باز آسمان خانه ات ، بارانی
و باز بی قرار و بی اختیار قدم میشوی
و باز تو در بندی
در بندِ حسّی شبیه یک خفگی
و من این روزها لبریز از ای کاش ها
آری ...
کاش آن روز که برایِ همیشه عزمِ بر رفتن کردی ، خیالت را هم با خودت برده بودی
دیدگاه ها (۶)

.......//برده ی زیبا//.......

پارت ۲ویو ات:ماشین متوقف شد. فضای بیرون یه عمارتِ سنگی و بزر...

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط