چند پارتی

# چند پارتی

☆ وقتی تورو بخاطر بدهی بابات گرفته ......

( # پارت 9 )

ویو ا.ت : نشستم رو صندلی که بعد چند دیقه کوک گفت .....

کوک : آهاااا بالاخره اومد .....

ا.ت : عه ....

ویو ا.ت : پاشدم که سلام بدم که یه آینه روبه روم دیدم چرخیدم به کوک گفتم .....

ا.ت : کوش پس ؟؟

کوک : آینه رو نگا کن ببین کیه ؟؟

ا.ت : چرت نگو .... وایسا منم ؟

کوک : آوهوم ( با دو گل رز جلو ا.ت زانو زد ) ا.ت حاضری دوست دخترم شی ؟ اگه آره گل رز قرمز رو بردار ولی اگه نه گل رز سیاه ....‌

ویو ا.ت : تو شک کامل بودم دستم رو بردم جلو و گل رز سیاه رو برداشتم که دیدم کوک دستش لرزید گل رز سیاه رو برداشتم و انداختمش زمین و زیر پام له کردم و گل رز قرمز رو از دستش گرفتم ......

ا.ت : ( لبخند ) قبول میکنم ..... عاشقتم ... دوست دار.....

ویو کوک : ا.ت گل رز سیاه رو برداشت دیگه فک کردم همه چی تموم که گل رو انداخت پایین و گل قرمز رو برداشت بهم گفت عاشقتم که نزاشتم حرفش رو تموم کنه و محکم بوسیدمش .....

کوک : مرسی .... واقعا دوست دارم ا.ت .....

ا.ت : من بیشتر .... میدونی کوک تو منی رو که مثل آسمون شب بی ستاره بود رو پر از ستاره کردی و این بهم امید میده من واقعا دوست دارم اینو هر کاری بکنی من پشتتم و حمایتت میکنم حتی اگه کار اشتباهی باشه ..... ( کوک رو میبوسه )

کوک : مرسی که هستی او راستی بیا یه مدت رل بزنیم بعد ازدواج کنیم ....

ا.ت : چیییی ؟ حنوز ۵ دیقه هم نشده داری خواستگاری میکنی ؟ ایول میدونی که جوابم مثبت بس حرف بی حرف .....

☆ پرش زمانی به ۳ سال بعد ...‌

ویو کوک : الان من با ا.ت ۲ ساله ازدواج کردم و یک سال رل بودم الان صاحب یه دختر کوچولو شدیم که هنوز ۷ ماهشه منو ا.ت داریم به خوشی زندگی میکنیم و امید وارم این خوشبختی هیچوقت پایان نداشته باشه......

( نوسنده : و این چند پارتی به پایان رسید و کلاغه هم به خونش بالاخره رسید 😁 )

ببخشین که جاهای خوب قطع میکنم آخه گفتم پارت آخر دیر بزارم ولی دلم نیومد 🥺
دیدگاه ها (۳۵)

اولین و آخرین عشق پنهان من♡ فصل 1# پارت ۱ معرفی: سلام من ا.ت...

او راستی این رمان یه هدیس برای تولد یکی از دنبال کننده ها ❤️

رمان مافیاهای جذاب من ✸ فصل ۳# پارت ۷ویو ا.ت : جیمین رفت و م...

# چند پارتی ☆ وقتی تورو بخاطر بدهی بابات گرفته ......( # پار...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط