{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است

این آتش از هر سر که بر خیزد تماشایی است

 

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد

تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است

 

زیبای من ! روزی که رفتی با خودم گفتم

چیزی که دیگر بر نخواهد گشت، زیبایی است

 

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید

این گریه های ناگهان از ترس رسوایی است

 

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری

تمرین برای روزهایی که نمی آیی است

 

شاید فقط عاشق بداند "او" چرا تنهاست

کامل ترین معنا برای عشق تنهایی است ...

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

از شوق تماشای شب چشم تو سرشارآیینه به دست آمده ام بر سر بازا...

شیداتر از این شدن چگونه؟رسواتر از این شدن چگونه؟ بیهوده به س...

ناگهان آیینه حیران شد،گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد،گما...

ما گشته ایم،نیست،تو هم جستجو نکنآن روزها گذشت،دگر آرزو مکندی...

نومیدی

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط