{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گورستان، تنها جایی است که در آن، هیاهوی جهان به احترامِ «

گورستان، تنها جایی است که در آن، هیاهوی جهان به احترامِ «سکوت» کلاه از سر برمی‌دارد. در این حریم، گویی زمان از حرکت باز می‌ایستد و ثانیه‌ها، نه در تیک‌تاک ساعت، که در غبارِ خاطره‌ها معنا می‌شوند.
در این پهنه‌ی خاموش، هر سنگ‌نبشته، سطرِ ناتمامی از یک قصه‌ی بزرگ است که روزگاری با شور و تپش نوشته می‌شد. اینجا سکوت، نه به معنای فقدانِ صدا، که به معنایِ اوجِ آرامش است؛ آرامشی که از پسِ قرن‌ها دویدن، جنگیدن و اضطراب، سرانجام به آغوشِ خاک پناه آورده است.
در میانِ این ردیف‌های منظمِ سنگ‌هایِ سرد، حقیقتِ غریبی نهفته است: جهانِ زندگان، پر از «شدن» و «رسیدن» است و جهانِ خفتگان، پر از «بودن» و «ماندن». گورستان به ما می‌آموزد که همه‌یِ آن‌چه برایش می‌دویم، در نهایت به این سکوتِ عمیق و پروقار ختم می‌شود. این‌جاست که آدمی درمی‌یابد زندگی، نه در تملکِ اشیاء، که در کیفیتِ لحظاتی است که پیش از رسیدن به این آرامشِ ابدی، نفس می‌کشیم.
این مکان، تنها خانه‌یِ مردگان نیست؛ آیینه ایست برایِ زندگان تا دریابند که در پسِ تمامِ تنش‌ها، تنها چیزی که در نهایت به جا می‌ماند، «نامی» است که با نیکی یاد می‌شود و «آرامشی» که در قلب‌ها به یادگار می‌گذاریم.
دیدگاه ها (۰)

​خوب بودن، در این روزگار، به بهایِ سنگینی تمام می‌شود؛ به به...

کدوم رو انتخاب میکنی؟

سلامممممچطورینننن؟میدونم خیلی وقته نبودم ولی...[ازمایشگاه سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط