{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقصد نامعلوم

مقصد نامعلوم
پارت ۱۹
ارسلان:ا الو
بابای ارسلان:ارسلان کجایی
ارسلان:فکر می‌کنم اینقدر بزرگ شدم که دیگه نیازی به سین جیم کردنم نباشه
بابای ارسلان:خوب گوشاتو باز کن ببین چی میگم هفته دیگه پدربزرگت‌ و عموت با زن و بچه هاشون میان
ارسلان:خب به من چه
بابای ارسلان:خب بزار حرف بزنم میان عمارت منم دارم بر میگردم این مهمونی خیلی مهمه گند نزنی
ارسلان:اگه عمو و بچه هاش به من کاری نداشته باشه من کاری نمیکنم
بابای ارسلان:خیلی خوب خدافظ
ارسلان:جریانو واسه متین تعریف کرد
متین:خب خب پس دعوا بر قراره
ارسلان:اوففف چه جورم
متین:همه ی بچه ها ی اکیپ باید اونجا باشن اون موقعه الانم که چند نفر اضافه شده قشنگ پشتمون در بیان عالی میشه
ارسلان:آره خب حالا بیا بریم بیاین دیگه
دخترا:آمدیم چقدر غر میزنی
دیدگاه ها (۰)

مقصد نامعلومپارت ۲۰دیانا:رفتیم پاساژنیکی اینو نگاه کن چه خوش...

مقصد نامعلومپارت ۲۱نیکا:یه لحظه رفتم پیش امیر تا ببینم چی می...

دسته گل نیکا

مقصد نا معلومپارت ۱۸دیانا:رفتیم آماده شدیم ارسلان چه جیگری ش...

هانی

Otagh baghli Part 37 «ویو جونگکوک » آروم از قهوه ام میخوردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط