{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشن ننوشتم بودم شعت

کپشن ننوشتم بودم شعت
چیز ...آهم
بسوزید بست دقیقه تا رفع گرسنگی ماند_
خب چهار شنبه مارو برده بودند نمی دونم چی‌چی کتاب و دویست تومن تخفیففففف يعني بن گرفتم گیلیگیلی
ولی هر کتابی که داشت چرت بود
بعد نمیدونم من با چه عشقی داشتم دنبال مانگا می گشتم🗿
هعی...
عوضش یکم لوازم تحریر داشت
و من تصمیم گرفتم با پولم یه پازل هزار تیکه بخرم✊️😃
ولی آخرش یه کتاب زارت خریدم🗿
دیدگاه ها (۸)

دوستان عکس فیک تغییر کرده حواستون باشع♡تلخی عشق شیرین Pt 4وق...

برخی از مطالب منتشر شده در صفحات اینستاگرام از خوانندگان رما...

از خودم عصبانی ام . از اینکه همیشه هر کسی رو که بیشتر دوست د...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۲

*شیرین*.......سرخیابون مدرسه امون یه لوازم تحریر بود که همیش...

#پارت دویست و بیست و شش... #کارن...سورین به زور نشوندم روی م...

#فیک_عاشق_دوست_برادرم_شدم#پارت_6یون ویو: پشت تهیونگ قایم شدم...

آخرای فروردین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط