{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت عجیبی است

حکایت عجیبی است ؛
به شب که میرسیم
دردهایمان " به روز " میشوند …
دیدگاه ها (۱)

بارون نمیومد ولی هوا خیلی دل بودگفتم برم بیرون یه قدم بزنم ،...

دست به دست مدعی ، شانه به شانه میرویآه که با رقیب من جانب خا...

بهترین و کوتاه ترین داستان جهان ؛هیچ حواسم نبود ، دو فنجان ر...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دست من افتاد به اصرا...

وقتی به روز پخش میرسیم وضعیتمون:😂🫴🏻دومی به درخواستتون پست شد...

اون صبح روز مدرسه که حس خیلی عجیبی داره🦕

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط