کوچه را رنگ کردم
کوچه را رنگ کردم
خطّی که دور جسدم کشیدند را
نبینی
به پزشک قانونی رشوه دادم
جسدم را نشانت ندهند
و وصیّت کردم
با جنازه ام کالباس درست کنند
من هنوز هستم
توی لامپ شکسته ی تیر برق
گربه ای که یک پایش می لنگد
و توپی که بالای درخت گیر کرده
احتمال دارد
با برف سال بعد
پایین بیایم
کتاب حافظ را باز کنم
از غزلی که خودم به آن اضافه کرده ام
برایت فال بگیرم
دروغ چرا
حالا حالاها
با تو کار دارم
خطّی که دور جسدم کشیدند را
نبینی
به پزشک قانونی رشوه دادم
جسدم را نشانت ندهند
و وصیّت کردم
با جنازه ام کالباس درست کنند
من هنوز هستم
توی لامپ شکسته ی تیر برق
گربه ای که یک پایش می لنگد
و توپی که بالای درخت گیر کرده
احتمال دارد
با برف سال بعد
پایین بیایم
کتاب حافظ را باز کنم
از غزلی که خودم به آن اضافه کرده ام
برایت فال بگیرم
دروغ چرا
حالا حالاها
با تو کار دارم
- ۵۵۸
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط