{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا صبر ایوب را به رخم نکش عشقم

خدایا صبر ایوب را به رخم نکش عشقم



را



در اغوش دیگری دیدم چیزی نگفتم...
دیدگاه ها (۲)

من در آن لحظه‌ آخر که شهید همدانی را دیدم، یک لحظه تکان خورد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part56و بدون هیچ حرفی از اتاق خارج شدروی بالش...

رمان دخت من

وصال محبوبابوالحسن نوری عارف بزرگ قرن سوم بود، در نماز خشکش ...

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم.اجوما: خ...

لیا : کوک راست میگه بابابزرگ ما نمیتونیم بابابزرگ از سر میز ...

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط