نام:پارسا
نام:پارسا
رسالت:قر دادان
رفته بودیم خونه داییم عید دیدنی، من و دختر داییم هم تو اتاق بودیم، که ناگهان این اقا پسر وارد میشن، ومیان جلوی ما قر میدن، و چاقو رو به سمت بنده پرتاب میکنه، ودست بنده خون میاد، بعد میاد جلوی من دوباره قر میده./:
/:
رسالت:قر دادان
رفته بودیم خونه داییم عید دیدنی، من و دختر داییم هم تو اتاق بودیم، که ناگهان این اقا پسر وارد میشن، ومیان جلوی ما قر میدن، و چاقو رو به سمت بنده پرتاب میکنه، ودست بنده خون میاد، بعد میاد جلوی من دوباره قر میده./:
/:
- ۱.۹k
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط