{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کار من نیست به کسی از تو شکایت بکنم

کار من نیست به کسی از تو شکایت بکنم
داستانی که دروغ است روایت بکنم
شکل بوییدن تو با دل من کاری کرد
که به یک شاخه گل سرخ حسادت بکنم!
سالها زنگ غزل را زدم و در رفتم
تا بیایی دم در سیر نگاهت بکنم
دوستت دارم و تنها شده ام مثل خودت
با کسی جز تو روا نیست رفاقت بکنم
گرچه بیمار منم آمده ام تا که تو را
در تن زخمی این شعر عیادت بکنم
ناگهان وقت غزل می شود و تنهایی
تا می آیم به نفس های تو عادت بکنم!تو دگر نیستی
دیدگاه ها (۴)

در دل تنهای باران،من صدایت می کنمبر عبور دیدگانت،جان فدایت م...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

‍ تو ماه  پنجره ی شاعرانه ها بودیغروب عاشقی ام را  بهانه ها ...

کیست تا امشب وجود ماه را باور کندبا دلم همراه باشد، راه را ب...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۸: «راز ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 117✦...................

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حق ندارم به کسی از تو شکایت بکنمداستانی که دروغ است روایت بک...

حق ندارم به کسی از تو شکایت بکنمداستانی که دروغ است روایت بک...

حق ندارم به کسی از تو شکایت بکنمداستانی که دروغ است روایت بک...

حق ندارم به کسی از تو شکایت بکنمداستانی که دروغ است روایت بک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط