part

#part_91
#طاها
رها تو بغلم بود چشماشو بسته بود
منم داشتم با موهاش بازی میکردم
محوش شده بودم که یهو پرید بالا
رها-طاهااا
طاها-جانم
رها-پاشو پاشو جمع کن این وضعو
طاها-وای خدا رها باز چت شده؟ چند دقیقه پیش که خوب بودی
رها-خنگ الان مامانم و مامانت میرسن
طاها-خو برسن
رها-احمق میفهمن
طاها-خو بفهمن
رها-وای خدایا بیا منو بخور
طاها-میشه من بخورم
رها-ببند گلم... الان مامانینا میان هممون به فاک میریم
طاها-خدا وکیلی نمیفهمم چی میگی؟
رها_وای وای وای وای
طاها-انقدر حرص نخور بچمون میوفته ها
یهو دمپاییشو در اورد پرت کرد سمتم که خیلی شیک خورد تو صورتم
دستمو گذاشتم رو صورتم
طاها-آخ ننه صورتم
رها-حقته
طاها-حجی نگفته بودن دست بزنم داری من پشیمون شدم میخوام پست بدم
رها-جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود جناب
طاها-عجب گیری کردم جنس خراب میدن دست آدم پسم نمیگیرن
.اینو که گفتم اون یکی دمپاییشم در اوردم
دستمو بردم بالا
طاها-عاقا غلط کردم خیلی خشنی ها
رها-تا من میرم لباسمو بپوشم توعم اون لباساتو بپوش بریم بیرون تا نیومدن
طاها-چش
رها-جم بخوری از جات با کمربند سیاه و کبودت کردم ضعیفه
طاها-گوه خوردمو برای همین موقع ها گذاشتن
رها-چیزی گفتی؟
طاها-ها.؟....گفتم شما برو همسرم منم همینجا میشینم
رها-عافرین
#شکلات_تلخ
دیدگاه ها (۱)

#part_92#شکیب مبین-این پلشت چرا جواب نمیده؟ نازی-پلشت کیه؟ م...

#part_93#رهابا بچه ها نشسته بودیم دور هم فریال-نظرتون چیه بر...

#part_90 #طاها بلند شدم تا برم دلم میخواست بمونم بشینم کنار...

#part_89 موهامو تو آینه مرتب کردم دستمو گذاشتم رو دست گیره و...

من و ملاقات با BTSpart «۳»چشمامو باز کردم دیدم اعضا بالا سرم...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۳۷ذهن جی: هینا ماله منه من فقط حق لمس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط